? کلبه مهربونی
کلبه مهربونی
آبان 1387
ش ی د س چ پ ج
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  
آرشیو

خودتان سایت بسازید Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
چهارشنبه 31 مرداد ماه سال 1386
من قبول نشدم

 

نتایج بالاخره اعلام شد:

من قبول نشدم

با اینکه انتظارش رو داشتم که قبول نشم اما وقتی دیدم قبول نشدم تمام بدنم لرزید...

حالا من چی کار کنم؟

اینم از آخرین امیدم ...

دیگه خسته شدم...

من همه چی رو خراب کردم....

دلم خیلی گرفته....

خدایا آخر چی میشه....

دیگه  فکر و اعتقاداتم رو دوست ندارم...


شنبه 27 مرداد ماه سال 1386
گره به باد مزن گر چه بر مراد رود

 

گره به باد مزن گر چه بر مراد رود              که این سخن به مثل باد با سلیمان گفت

سلام... مثلا اومده بودم متن زبانم رو ترجمه کنم اما همه کار کردم و به همه جا سر زدم جز باز کردن لای کتابم... حالم یه جوریه... نمی دونم چشه؟!!! به منم نمی گه... یکی نیست بهش بگه مگه آدم با خودشم رودروایسی داره؟!!!

**********

منم دلم می خواد برم سفر اما شرایطش جور نیست و نمی تونم با بقیه برم... امیدوارم به همشون خوش بگذره...

**********

من دارم سرما می خورم آخه همه بدنم درد میکنه....

**********

نمی دونم چرا همه هی دارن مهمونی می دن و منم برا احترام مجبورم برم... اصلا حوصله ندارم با این حال مجبورم جلوی بقیه همون یگانه ی سابق باشم چون اونا یادشون رفته من دیگه بزرگ شدم!!! من اون یگانه سابق نیستم... من الان خودمم نمی دونم کی هستم و کجام؟

**********

دلم می خواد یکی بیاد و جواب همه سوالای منو بده...

**********

دلم تنگ شده... برا اون روزایی که همه دنیام خانوادم و درسام و دوستام بودن...

*********

خدایا دوست دارم و هر چی هم که پیش بیاد بازم میگم شکرت....

 


جمعه 19 مرداد ماه سال 1386
عشق و تسلیم

 

عشق اولین گام به سوی کبریاست

و تسلیم آخرین گام.

و این دو گام کل سفر است

...

 


جمعه 5 مرداد ماه سال 1386
عروسی در عروسی

 

سلام...چشام از فرط خستگی باز نمیشه.... تا الان عروسی بودیم... دیشب هم عروسی بودیم...فردا هم جشن دامادی بهنام هستش...

********

راستی تولد حضرت علی (ع) به همه مبارک باشه.... من که دو ساله بابا ندارم اما از شما می خوام حتما صورت و دست پدراتونو ببوسید...خوش به حالتون......

********

الهی من غریبم و ذکر تو نیز غریب.

من با ذکر تو انس گرفتم زیرا که غریب با غریب انس می گیرد

 


سه شنبه 2 مرداد ماه سال 1386
فرق عشق و دوست داشتن

این جمله ای است که چند وقت پیش یه نفر برام فرستاد و من درستی اون رو در چشمهای قشنگ مامانم دیدم...

***********************

احساس عاشق بودن از چشم شروع میشه .. ولی دوست داشتن از گوش میدونی چه جوری؟؟ وقتی تو میخوای کسی رو که دوست داشتی دیگه دوست نداشته باشی کافیه دیگه گوشات رو بگیری و به حرفاش گوش ندی و اهمیتی ندی و فراموشش کنی

ولی

وقتی میخوای کسی رو که عاشقشی فراموش کنی..چشمات رو میبندی ولی عشق به صورت قطره ای اشک از چشمات میاد پایین...و می ریزه روی قلبت و اون جا میمونه تا ابد '

*************************

 


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 30226


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
------------------------------------- -------------------------------------